با صدای تو قلب من آرام می شود/ وقتی تو نیستی قلب نا آرام من دنبال تو میگردد
یه سلام عاشقونه با یه بغض بی بهونه می نویسم تا بدونی یاد تو تو دل میمونه... دلتنگی آخر دوست داشتن است به اندازه تمام دلتنگی های دنیا دوستت دارم. باكی نیست كه تاوان اغوشت اتش است ..!! من اولین داوطلب جهنم هستم . اصلا باورم نمی شد که یادش بمونه. فکر میکردم بازم مثل سال های قبل بشه. هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوووووووووووووووووووووووووووووووووست داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم یه دنیا عاشقونه. ۱/۸ حرفای من حرف دله هرچی که هست حقیقته. شمع و شب و پروانه که رفتند من و غم باکه نشینیم یه روزی میشه که فقط پیش خودم باشی مرغان مهاجر دانند ولی فقط تو زندگیم خودت جا داری فقط R انتظار منتظر عشق یعنی دوست داشتن یکی که فقط تو رو دوست داشته باشه (I love you) در كجا رسم بر اين است كه عاشق نشوى/ باغبان باشى و دلتنگ شقايق نشوى سکوت مقدس عشق را میستایم بر لبهای بسته اش بوسه میزنم شاید مرحمی باشد برای فریاد در گلو مانده ام سکوت میکنم ، صبر میکنم و همین است که مرا هر روز به عشق مجنون تر میکند. آرزو دارم فقط یکبار سرت را روی سینه ام بذاری تا تپش نامنظم قلبم را احساس کنی ولی میترسم که قلبم به احترامت بایسته عاشقان راعشق فرمان ميدهد لوتيان رامعرفت پس سلام اي عاشق لوتي صفت. بگذار لب هایت برای بوسیدن باشند... تو... چشمانت...به اندازه ی کافی حرف برای گفتن دارند...!! دلتنگى عین آتیش زیر خاكستره گاهى فكر میكنى تمام شده اما یك دفعه همه وجودت را آتش میزنه. سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخن
بس کن این شب ناله ها را ازچه خواهی رنج من جرم و تقصیر از تو بود از یار دیرین بد نگو
هر چه کرد آن یار شیرین با تو ناز شصت او هرزگی کردی سزای هرزگی رسوایی است
حاصل رنگ و ریا در عاشقی تنهایی است از بهشت وصل جانان دوزخ غم ساختی
سینه رنجور من در التهاب انداختی در کفت بود آنچه عمری آرزو می داشتی
پنیان بنهادی و باب کتان برداشتی ای دل دیوانه بشنو این مرام زندگیست او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست وصف گل رویان شنیدی پا ز سر نشناختی
عیش نا اهلان گزیدی تا گل خود باختی در پس و پیشت گل خوش عطرو بو بسیار بود
آن گلی که از جور تو پژمرده می شد یار بود همچو شاهین بر ستیغ قله ها پر می زدی
مسخ موشی گشتی و از قله پائین آمدی با همه خردی ز تو آرامش و شادی ربود
آنچه پائینت کشید از قله ها نفس تو بود در خم بی راه از خود پشت پا خوردی دریغ
رفت عمری و ندیدی از کجا خوردی دریغ هر نگاهی محرم دیدار روی یار نیست هر دلی در عاشقی خوش دست و شیرین کار نیست یاد باد آن روزگار ای دل که یاری داشتی
در میان باد نوشان اعتباری داشتی از گذرها می گذشتی خیره سر هنگام جو ی روز و شب با یار یک دل می نشستی روبه روی حالیا بی هایو هوی آن سرافرازی چه شد یار را بازی گرفتی آخر بازی چه شد این زمان دیگر سر تو با گریبان آشناست هر دلی ارزان فروشد یار او را این سزاست آبروی هر کسی در آبروی یار اوست اعتبار هر دلی در خوبی دلدار اوست گفته بودم با تو رسم عاشقی اینگونه نیست پیش یار از دیگری افسانه گفتن خیره گیست گفته بودم با تو ای دیوانه بس کن سر کشی بس نکردی سر کشی اکنون اسیر آتشی شب سحر شد بامداد آمد تو می نالی هنوز نوش جانت زهر حسرت ای دل رسوا بسوز زنگ زدم بهش اعصابش داغون بود. بعد اینکه تل و قطع کرد بهش اس دادم آدم که روز تولدشه اعصاب خودشو الکی داغون نمی کنه. تولدت مبارک فکر میکنی جواب اسمو چی داد؟ جواب داد ول بابا تو هم با این تولد کشتی مارو گور بابای تولد. انچنان پیامی بهم داد که فکر نکنم دیگه جرات کنم به کسی تولدشو تبرک یگم.![]()
![]()
موها...
يا اندامش نيست...
زيبايي زن را بايد در چشمانش جستجو كرد...
زيرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست...![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |





